بی اعتماد شدیم همین!

بعد از مرور تاریخ پر از تنش در این روز ها که البته از زمانی اتفاق افتاد به ناگاه اعلام شد که فردای بنزینی شما با افزایش قیمت مواجه شده است.

با اعتراضاتی به گرانی بنزین یا به دلیل بی اطلاعی از گرانی بی هنگام و آیا اصلا عدم رعایت دموکراسی و در جریان گذاشتن مردم کشور که سر آخر هم معلوم نشد. هر چه بود یا نبود با واکنش سراسری در چندین شهر آغاز و واکنش های خشن تر ساکت شد.

بگذریم و به هر حال این هاله ابهام زمانی پاسخ های روشنی به خود خواهد گرفت . اکنون هر چه فریاد بزنیم فقط جابجایی مولکول های هوا نصیبمان خواهد شد و بس.

ولی آنچه که بسیار روشن واضح به نظر می رسد این چند روز بی اینترنتی و فلج شدن افکار مردم نه از اینکه کارهای جا مانده در اینترنت داشتند بلکه از بی خبری شدید بود.البته نا گفته نماند از نظر اقتصادی نیز بیشتر عزیزانی که مستقل از سیستم دولتی بوده و به صورت شرکت های وابسته به دنیای ارتباطات فعالیت می کردند بسیار متضرر شدند زیرا که برای پرداخت حقوق کارمندان خود براساس برنامه ریزی روزانه خود حساب باز کرده بودند که متاسفانه بیشتر از آنکه مالی تقلیل شوند از نظر نیروی انسانی تضعیف شده اند و بیشتر برنامه نویسان وجود خود را عبث دیده و در اولین حرکت روحی و روانی سودای مهاجرت را در سر پروراندند.

از همه این مسایل باید گذشت زیرا که حق و حقوق شهروندی به راحتی و در عرض چند روز پایمال شد و حتی نمی توانید حرفی از آن بزنید ولی بعد از این شرایط واقعا به فکر خودمان باشیم این شرایط یک بار تکرار شده و رخداد آن برای بارهای بعدی نیز محتمل می باشد و این سرمایه ای بود که متاسفانه دیگر از بین رفت و باز نخواهد گشت و آن اعتماد مردم بود و بس.

حال بنزین ۳۰۰۰ تومان باشد یا ۳۰۰۰۰ تومان و ما باشیم یا نباشیم.

0
اشتراک گذاری
آراز

آراز ، یه مثلا برنامه نویس که تحصیلات فوق لیسانس GIS & RS و دکترای سنجش از دور ماهواره ای و علاقه مند بسیار شدید به آموختن و نویسندگی، در کل زندگیش کتاب های فراوانی رو شروع کرده ولی همیشه در حال ویرایش و تکمیل کردنش. عاشق دنیایی هست که کار برای پول نباشه و شادی خیلی ارزون تر از الان به دست بیاد. شدیدا به جامعه شناسی و انسان ها علاقه داره و تنها قانونش "بهای آزادی ، هوشیاری ابدی"

ارسال نظر